خاطرات مخملی من و تو| ویکی پدیا فارسی

خاطرات مخملی من و تو

اومدم یه پست کوچولو توی اینستاگرام بذارم و برم بخوابم. ولی الان چند ساعته غرق خوندن خاطرات قدیمیمون تو ارشیو کامپیوتر شدم و زمان از دستم در رفته...

چه خاطره های قشنگی داشتیم من و تو... بغضم گرفته از بس احساس خوشبختی میکنم:)

خداروشکر...شکر...هزاران بار شکر به خاطر داشتنت... به خاطر تک تک لحظه هامون...

برای اینکه صبح بتونم با محسن برم کوه باید بیدار بمونم امشب:) ولی بیخیال. هنوز کلی خاطره دیگه مونده که غرقشون بشم و تا به خودم بیام صبح شده :)

چند دقیقه س آنلاین نمیشی. فکر کنم خوابت برده وروجک خسته من که اصرار داشتی پا به پام بیدار بمونی:)

+ بعدا نوشت:)

آخ جوووون هنوز بیداره وروجکم:) بعله آقای آب نباتی که بدون همسرش نمیخوابه:)برم الکی دراز بکشم و خروپف کنم وگرنه تا من پشت کامپیوترم با کتک هم نمیخوابه این وروجک عاشق مصمم:)