اولین پنجشنبه مهرماه| ویکی پدیا فارسی
Xبستن تبلیغات
Xبستن تبلیغات

اولین پنجشنبه مهرماه

اولین پنجشنبه پاییزی سال 95 هم گذشت:)

با فیلم دیدن و آماده کردن سفارش مشتری و دیگر هیچ:) خسته بودم... امروز بیشترش به استراحت گذشت.

فیلم شیار 143 رو با مامان دیدم. بازی مریلا زارعی عالیییییییییی بود ولی کلا از فیلم زیاد خوشم نیومد خیلی باهاش ارتباط برقرار نکردم. جز صحنه آخر که فوق العاده بود و فکر میکنم تا مدت ها گوشه ذهنم بمونه ...

این روزها کتاب بیست و قصه لئو تولستوی رو میخونم. این کتاب رو یه بار تو دوران راهنماییم هم خونده بودم. جالبه که اون موقع با توجه به سنم خیلی برام جذاب بود ولی الان حس میکنم داستان هاش خیلی پیش افتاده س و هرچند تک تکشون اشکمو درمیاره ! اما به نظرم یه جورایی تکراری و ساده هستند...فضاسازی داستان ها خیلی خوبه ولی این تاکید زیاد نویسنده روی ابعاد معنوی داستان یه جورایی کسل کننده س:(

همسری هم امروز از صبح بیمارستان پیش عموش بود. بنده خدا ریه ش آب آورده و هنوز مشخص نیس باید عمل شه یا نه:(

+ برنامه های فردا:

کوه رفتن با داداش

تمیز کردن خونه

مهمونی خونه عمو وسطی

تموم کردن شال خرسی مشتری

ساختن دفترچه سفارشاتم

نوشتن چند تا از خاطرات با تاخیر

تموم کردن جزوه برای امتحان شنبه

و آماده شدن برای یه هفته مهرماهی:)