عاشقتم من...| ویکی پدیا فارسی
Xبستن تبلیغات
Xبستن تبلیغات

عاشقتم من...

بعد مدت ها یه کوهنوردی حسابی داشتیم:)

 

 

تا وسطای راه هی با خنده میگفتی وای خدا نگاش کن معلومه تازه از خواب بیدار شده چقدر ناز شدی آخه! بعد از وسطاش میگفتی دیگه اون حالت بوج بوجی خوابالودت از بین رفت الان یه مدل دیگه ای خوشگل شدی:) و هی تو گوشم با شیطنت تکرار میکردی گربه ی ملوس:)

وویس لری ممول که با شنیدنش خندمون تو کوه پیچید و من دیگه رسما نقش زمین شدم:)

خوندن و ترجمه همزمان کتاب ویمپی کید وقتی نزدیکای قله یه جای خلوت بین بوته ها نشسته بودیم و خنده های ریز ریز:)

چای دارچین و لیموی دلچسب همیشگی...

 

 

شیطنتات وقت گرفتن عکس پایین :) دستاتو کج و کوله کرده بودی و ادای ادمای مظلوم رو درمیاوردی هی میگفتی یه جوری عکس بگیر دستم خوشگل تر از مال خودت بیفته انقد به رخ من نکش بلوری با اون دستای قلیمیت : دی ولی وسط خنده هات اعتراف کردی که خوشحالی من سفیدم و تو سبزه:)

 

 

بوسه های بی هوا...

وقتی دوتایی نت های یه اهنگ رو با هم زمزمه میکردیم و نیشگون های ناجوانمردانه من و اخ گفتنای تو:)

 

 

خرید از فروشگاه تو مسیر... وقتی خودمو برات لوس میکردم که : آقا اصن من گناه دارم! و تو که با خنده میگفتی چرا؟ و جواب میدادم اخه از خریدامون معلومه واسه خونه خودمون خرید نکردیم! و تو که میگفتی اخییییییییییییییییی اقا اینجوری نگو میمیرما! واسه خونه خودمونم به همین زودیا خرید میکنیم عزیزدلم...^ - ^

از روی یه نشونه ای راحت میشه ما رو تو خیابون شناخت:) همیشه یه تیکه شاخه پر از شکوفه یا میوه یا یه گل قشنگ که تو راه چیدیم به کیفمون وصله:)

 

 

اون چشمه ای که دوتایی ساختیم:)

خیس شدن زیر فواره ها و جیغ های من و خنده های تو:)

چشم غره رفتن من برای خرید سوسیس و تو که از رو نمیری:)

وقتی به زور برام چیزای مقوی میخری و حرف تو کله ت نمیره که اینا رو دوس ندارم:)

وقتایی که با چشمات به یه نفر اشاره میکنی و ریز ریز میخندیم و فقط خودمون میفهمیم یعنی چی:)

همیشه خوراکیای خوشمزه رو بیشترشو میذاری واسه من و هرکاری هم میکنم باز الکی میگی بابا من اینو دوس ندارم خودت بخور:)

وقتی اسممو میذاری لپ لپوی خوراکی:)

یواشکی لپمو میچسبونم به لپت و همزمان میگیم اخییییش:)

اون فسیلی که امروز برام اورده بودی و عین بچه ها ذوق میکردی که چه جوری پیداش کردی و  من که جونم بسته به فسیله و گذاشتمش بهترین جای اتاقم:)

اولین پس گردنی که بهت زدم و صدبارم تکرار شد چون که بهم چسبید: دی ( البته پس گردنی الکی!)

وقتی استینتو میزنی بالا که راحت تر دستتو بگیرم و میگی ببین چه اپشن هایی برات فراهم میکنم بعد قدرمو نمیدونی:دی

وقتی نگران پادرد مامانمی و بی خبر براش نوبت دکتر میگیری...

دوتایی همزمان میگیم وای دلم بارون خواست و از این که انقدر شبیه هم فکر میکنیم چشمامون گرد میشه:)

 

 

وقتی از پشت یواشکی میترسونمت و داد میزنی چی شددددد؟ و بعد با تعجب و خنده میگی وای سکته کردم نامرد شیطون:)

عاشق تک تک لحظه های با تو بودنم^-  ^