روز طلایی سرماخورده| ویکی پدیا فارسی
Xبستن تبلیغات
Xبستن تبلیغات

روز طلایی سرماخورده

دیروز با ریحونم یه روز طلایی رو رقم زدیم

البته من خیلی ناراحت بودم چون "میو میو عوض میشه" چند روزی سرما خورده بود.

از چشمای قشنگش میفهمم که یه کوچولو بیحاله

قربونش برم... مثله همیشه اولش اون من رو ندید و خودم رفتم سراغش و گفتم گربه خانوم سلاااام

شروع پیاده رویمون با یه عالمه حرفای قشنگ شروع شد و منم که دو تا کاپوچینوی پررنگ براش خریده بودم تا یه کوچولو خوشحال ترش کنم

بحثای زیاد و مختلفی کردیم...

بحثایی که بعضی جاهاش یه ذره غمگین بود اما خدا رو شکر آخرش با خوشحالی خیلییییییییییییی زیاد تموم شد

یه کافه جدید پیدا کردیم که انشاا... با هم میریم

ریحونم...

.

.

.

.

.

.

 فدات بشم